مرتضى مطهرى

601

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

قضيهء كاذبه‌اى هم خودش با خودش تطابق دارد يعنى هر قضيهء كاذبه‌اى صادق است و ديگر فرقى ميان قضيهء كاذبه و قضيهء صادقه باقى نمىماند و همهء قضاياى ذهنيه صادقند و حال آنكه ما در اينجا قضاياى صادقه داريم و قضاياى كاذبه و اينها از يكديگر متمايزند . پس اين چگونه مىشود و ما در اينجا چه بايد بگوييم « 1 » ؟ اين ، صورت اشكال است در ميان قدما ( كه ما فعلا داريم صورت اشكال را بيان مىكنيم ) كه شما وقتى حقيقت را يا صدق را يا صحيح را تعريف مىكنيد به آنچه كه مطابق با واقع باشد ، اين دربارهء همهء قضايا صادق نيست ؛ دربارهء قضاياى خارجيه صادق است ، دربارهء قضاياى حقيقيه هم فى الجمله صادق است - يعنى يك « امّا » يى در آن هست ولى اشكال زيادى ندارد - ولى در باب قضاياى ذهنيه اين تعريف اشكال دارد . ببينيم اين اشكال را مطابق نظر قدما چگونه مىشود حل كرد . پاسخ اشكالات در مورد قضاياى سه‌گانه ابتدا به تعريف قضاياى خارجيه و حقيقيه مىپردازيم چون مكرر گفته‌ايم كه تعريف حاجى از قضاياى خارجيه تعريف چندان درستى نيست ؛ گو اينكه اين تعريف رايج شده است ، ولى درست نيست . تحقيق دربارهء قضاياى خارجيه و حقيقيه و نقد تعريف حاجى از قضاياى خارجيه قبلا گفته‌ايم كه اين تقسيم قضايا به خارجيه و حقيقيه و ذهنيه از بوعلى شروع شده است . البته او هم به اين تفصيل ذكر نكرده است ولى او بوده است كه اينها را از يكديگر تفكيك كرده است ؛ يعنى اين مطلب از او شروع شده است ؛ بعدها حكماى متأخر آن را مضبوطتر و مبسوطتر بيان كرده‌اند .

--> ( 1 ) - اينكه در قضاياى ذهنيه گفته مىشود « مطابقت ذهن با خودش » مقصود مطابقت ذهن با قوانين خودش است مثل اصل امتناع تناقض ، اصل هو هويت و امثال اينها . پس اينكه گفته مىشود در قضاياى كاذبه هم خودش با خودش تطبيق مىكند ، چنين نيست . استاد : درست است ؛ حالا عرض مىكنم . بيان جنابعالى با يك توضيح بيشترى كه من عرض مىكنم درست است . ما فعلا داريم خود اشكال را طرح مىكنيم .